پرش لینک ها

یادگیری پایدار و منحنی یادگیری U

فراموشی مشکلی شایع در بین دانش آموزان کشورمان است که معمولاً به علل مختلفی وابسته است. یکی از مهمترین علل، نحوه مرور و تکرار در بازههای زمانی مناسب برای داشتن حداکثر بازدهی است.
در ادبیات آموزشی مفهومی به عنوان «منحنی یادگیری» وجود دارد. این مفهوم توسط «هرمان ابینگهاوس» روانشناس آلمانی در قرن نوزدهم میلادی مطرح گردید.
ابینگهاوس با مطالعه ی رفتار جمعی از انسانها مدلی ارائه نمود که نحوه فراموشی اطلاعات، معلومات و مطالب آموزشی آموخته شده توسط افراد را توجیه میکند.
ابینگهاوس در این مطالعه، به خاطر سپاری مطالب را مورد ارزیابی قرار داده است. موضوعات مطرح شده برای گروه هدف در حوزههای مختلف علمی بوده است. البته تحقیقات مشابهی که بعدها روی موضوعات مرتبط انجام شد، نشان داد که نتایج حاصل، تفاوت چندانی با یافتههای ابینگهاوس ندارند.

منحنی یادگیری ارائه شده توسط ابینگهاوس به صورت نمودار زیر است:

بر اساس این نمودار، در لحظه صفر و زمانی که مطالب ارائه می‌شود، تمام مطلب را به صورت کامل می‌شنوید و به ظاهر کامل یاد می‌گیرد. پس از گذشت 20 دقیقه، حدود ۵۷% مطالب در ذهن باقی می‌ماند که آن نیز بعد از گذشتن حدود ۴۴ دقیقه، به کمتر از ۵۰% مطالب اصلی می‌رسد.

همانطور که در نمودار مشخص است، پس از گذشت 1 روز از آموزش صورت گرفته، تنها حدود 30% از مطالب در ذهن باقی مانده و این مقدار به حافظه بلند مدت منتقل شده است که برای همیشه در ذهن باقی مانده و شما آماده‌ی به یادآوری آن خواهید بود.

البته این نوع فراموشی به معنای پاک شدن کل موضوع از ذهن نیست. بلکه موضوعات فراموش شده، در لابه‌لای آموزه‌های روزمره انسان گمشده و در ضمیر ناخودآگاه و پس زمینه ذهنی‌اش وجود دارد. این موضوعات با تکرار بازیابی خواهند شد. معمولاً بسیاری از افراد از این مسئله گله مندند که علی رغم مطالعه خوب مطالب و درک کامل، آن‌ها را به یاد نمی‌آورند و به قول معروف با این که پاسخ در نوک زبانشان است، ولی از بیان آن عاجزند. باید توجه کرد که با دوره و مرور غیر هدفمند و برنامه‌ریزی نشده، با این مشکل مواجه خواهید شد.

ابینگهاوس برای جلوگیری از فراموشی مطالب آموخته شده، پیشنهاد داد تا بازخوانی و یادآوری آنها طوری صورت گیرد که منحنی فراموشی از حالت قبلی خارج شده و در سطحی بالاتر به حافظه بلند مدت انتقال یابد تا مشکل فراموشی به حداقل سطح خود برسد.

بنابراین مطالب باید در بازه‌های زمانی مشخص دوباره مرور شوند. تا منحنی فراموشی هرچه سریع تر و در سطحی بالاتر به خط صاف تبدیل شود. بدین ترتیب فرد مطالب بیشتری از موضوع را برای همیشه به حافظه دراز مدت خواهد سپرد.

در این نمودار خطوط نقطه چین زمان‌هایی را نشان می‌دهد که مطالب مرور می‌شوند و سطح معلومات فرد را دوباره به نقطه ۱۰۰% می‌رسانند.

یادآوری و تکرار مطالب در دفعات ابتدایی باید به صورت کامل انجام شود. یعنی مطالب دوباره تکرار شوند. اما در دفعات بعد می‌توان مطالب را خلاصه‌تر مطرح کرد. به شیوه‌ای که تنها نکاتی خاص و کلیدی یادآوری شود که این مهم با خلاصه نویسی از مباحث امکان پذیر است که در مقاله مربوطه توضیح داده شده است.
طبق این نظریه داوطلب باید ابتدا مرور موثر انجام دهد؛ و در نهایت تمرین‌های پراکنده را جهت تثبیت آموخته‌ها داشته باشد.

بیشتر دانش آموزان پس از آنکه معلم در مدرسه موضوعی را تدریس می‌کند تا هفته بعد که دوباره همان درس را دارند، به سراغ آن نمی‌روند. یعنی فاصله بین آموزش اولیه‌ی مطالب در کلاس تا اولین روز مرور۶ روز است و همین مسئله درس خواندن را برای دانش آموزان دشوار و مشقت بار می‌کند.

اهمیت مرورهای دوره‌ای و با فاصله زمانی کوتاه ولی هدفمند در نمودارهای زیر مشخص است:

در این نمودار مرورهای زیادی توسط فرد صورت گرفته است. اما این مرورها در زمان های مناسبی روی نداده و یادگیری نهایی فرد در سطح پایینی قرار دارد. یعنی با وجود تکرار زیاد، همچنان شیب فراموشی بسیار زیاد است. حال به فرم مناسب منحنی «U» دقت کنید:

باید توجه کرد که در یادآوری مطالب به روش U پس از هر مرتبه مرور، باید شیب فراموشی کاهش یابد که در نتیجه مدت بیش‌تری زمان نیاز است تا مطالب فراموش شود. مرور موثر مطالب آموخته شده توسط فرد منجر به آن می‌شود که یادگیری نهایی در سطح بالاتری تثبیت شود. این نمودار نشان می‌دهد که برای رسیدن به این هدف باید فاصله‌های زمانی بهینه برای دوره و مطالعه دروس رعایت شود.

یکی از روش‌هایی که برای ایجاد نظم در منحنی U توصیه می‌شود، استفاده از جعبه لایتنر است که در مقاله مربوطه توضیح داده شده است.

توجه: حق کپی و استفاده از مطالب کانون مشاوره پایا محفوظ بوده و استفاده از مطالب این سایت فقط با ذکر منبع بلامانع است.

یک دیدگاه بگذارید

نام و نام خانوادگی*

وب‌سایت

دیدگاه